اواخر سال 85 نمیدونم چی شد خام حرفهای دنداپزشکم شد و تو سن پیری که یه پام لبه گوره! راضی به انجام ارتودنسی رو دندونام و کار اصلاح چیدمان دندونام شدم! عجب اشتباه فاجعه باری بود…. خلاصه تو مدت یک وعده غذا راحت نخوردم و تازه بعد خوردن هرچیزی باید مسواک و نخ دندون استفاده کنم.
دیروز بازم وقت دندانپزشک داشتم و رفتم پیشش…. وای چشمتون روز بد نبینه، نمیدونم دکتر با کسی دعوا کرده و یا چه مشکلی داشت خلاصه اعصاب مصاب نداشت و تلافی تمام ناراحتی هاش رو سره من خالی کرد! اولا چنان سیم دندونام رو سفت کرد که از دردش حتی درست نمیتونم حرف بزنم! بعدشم برای جا انداختنش تموم لثه هامو زخم کرد وقتی آخ و اوخ من دید از درد، بهم گفت بابا تو چرا اینهمه سوسولی!!! گفتم دکتر واژه غلط کردن برای چنین زمانی اختراع شده ! ومن میخوام از این ابداع بشر استفاده کنم و بگم غلط کردم بیا بیخیال درست کردن دندونام بشیم…..
درهر صورت الان نابودم و فکر کنم یک هفته طول بکشه تا زخمام خوب شه!
یک نصیحت سر پیری بهمچنین کارای تن ندین!
شاد باشین.
ارسال شده در روز نوشت ها