نگاشته شده توسط: 8paa | جولای 2, 2005

بابک خرمدين

بنا به يادآوري تاريخ اوسط تير ماه سالروز تولد رادمرد بزرگ ايران و فرزند آذرآبادگان بابک خرمدين است که در ۱۸۰ بدنيا آمد و در جواني به جنبش خرمدينان برهبري شهرک جاويدان پيوست و با دختر او ازدواج کرد و سپس جانشين او شد.در زمان مامون خليفه جبار عباسي علم استقلال را برافراشت و به جنگ خليفه رفت و حدود بيست و پنج سال بر تمامي سپاهياني که از طرف خليفه براي سرکوبي او ميامدند پيروز شد وسرانجام به حيله و خيانت يک شاهزاده ايراني بنام افشين اخشيدي اسير و همراه خانواده اش به بغداد برده شد. خليفه عباسي معتصم بالله به او گفت اگر طلب بخشش کند از خون خواهد گذشت اما او پاسخ داد هرگز در مقابل يک تازي به خاک نخواهد افتاد خليفه دستور داد به زن و دختر او تجاوز کردند اما باز بابک طلب بخشش نکرد سپس دستان او را قطع کردند بابک خون دستانش را به صورتش ماليد و خليفه با تعجب از او علت را پرسيدو او پاسخ داد چون خون از بدنم بيرون ميرود رخسارم زرد گردد خونم را به صورتم ميمالم که زردي رخسارم در مقابل بوزينه اي چون تو معلوم نباشد ، خليفه دستور داد زبان او را از پشت گردنش بيرون کشيدند واو را بر دروازه اي بغداد بردار کردند. خليفه چنان از اين پيروزي خوشحال شده بود که افشين را به پاس اين پيروزي به مقام سپاهسالاري منصوب کرد و هنگامي که خبر اسارات بابک و يارنش را شنيده بود دستور داد شيپور بزنند و مردم به جشن و شادي بپردازند.البته بعدها افشين پاداش خود را دريافت کرد و در همان مکاني که بابک را به دار کشيده بودند به دار آويخته شد.گفته ميشود بابک معتقد به آيين خرمديني بوده است اين آيين بسيار به آيين مزدکيت نزديک بوده و اصولا آنها معتقد به شاد زيستن بودند وفکر ميکردند دنياي زماني سعادتمند خواهد بود که غم و درد ديگر در آن وجود نداشته باشد بنابر اين براي رسيدن به آن تلاش ميکردند آنها متعقد بودند که آيين زرتشت نيز در ابتدا به همينگونه بوده وبعدها توسط روحانيون زرتشتي به انحراف کشيده شده است .چون همگي لباس سرخ ميپوشيدند در تاريخ به سرخ جامگان نيز معروف گشته اند و گفته ميشود تا دو سه قرن بعد نيز در آذرآبادگان پيرواني فراواني داشته اند و کم کم اين جنبش رو به افول نهاده و از ميان رفته است. هرساله در هفته دوم تيرماه مردم در قلعه بز يا بژ که به قلعه بابک معروف است جمع ميشوند و نام و ياد اين فرزند قهرمان آذرآبادگان را گرامي ميدارند.
البته چنديست کساني که سوداي تجزيه ايران و جدايي آذرآبادگان را از مام ميهن دارند براي تاريخ سازي و جعل تاريخ براي استفاده سياسي بابک را ترک و حرکت او راترکي مينامند براي اسب او نام ترکي و براي خودش يک فرزند با نام ترکي (بابک هرگز فرزند پسر نداشته است) اختراع کرده اند!!! عجب!!! بابک را با نام ايراني(نام عربيش حسن بوده و او خود نامش را تغيير داده است) جانشين شهرک جاويدان و آيين خردميني !! ترک ميخوانند!!! بعضي ها خيلي پررو هستند بخدا!!
خرم باشيد.


یک پاسخ بگذارید

پاسخ شما:

دسته‌ها