Posted by: 8paa | می 11, 2008

حکایت دندانپزشکی ما!

اواخر سال 85 نمیدونم چی شد خام حرفهای دنداپزشکم شد و تو سن پیری که یه پام لبه گوره! راضی به انجام ارتودنسی رو دندونام و کار اصلاح چیدمان دندونام شدم! عجب اشتباه فاجعه باری بود…. خلاصه تو مدت یک وعده غذا راحت نخوردم و تازه بعد خوردن هرچیزی باید مسواک و نخ دندون استفاده کنم.

دیروز بازم وقت دندانپزشک داشتم و رفتم پیشش…. وای چشمتون روز بد نبینه، نمیدونم دکتر با کسی دعوا کرده و یا چه مشکلی داشت خلاصه اعصاب مصاب نداشت و تلافی تمام ناراحتی هاش رو سره من خالی کرد! اولا چنان سیم دندونام رو سفت کرد که از دردش حتی درست نمیتونم حرف بزنم! بعدشم برای جا انداختنش تموم لثه هامو زخم کرد وقتی آخ و اوخ من دید از درد، بهم گفت بابا تو چرا اینهمه سوسولی!!! گفتم دکتر واژه غلط کردن برای چنین زمانی اختراع شده !  ومن میخوام از این ابداع بشر استفاده کنم و بگم غلط کردم بیا بیخیال درست کردن دندونام بشیم…..

درهر صورت الان نابودم و فکر کنم یک هفته طول بکشه تا زخمام خوب شه!

یک نصیحت سر پیری بهمچنین کارای تن ندین!

شاد باشین.

Posted by: 8paa | می 8, 2008

بهترين راه ابراز علاقه!

این متن رو یکی از دوستان برام فرستاده بود جالب بود گفتم این جا بزارم بهرصورت امتیاز نوشتن این پست ماله من نیست!

 

اين نامه را به جواناني که نمي دانند چه طور به دختر مورد نظرشان اظهار علاقه کنند، شديدا توصيه مي کنم.
نامه رييس کار گزيني يک اداره به يک کارمند خانم از همان اداره
به: ژوليت
شماره نامه: 1238765
موضوع : درخواست عشق
خانم ژوليت عزيز،
بسيار خرسندم که به آگاهي شما برسانم که اينجانب از تاريخ شنبه 14 اکتبر به عشق شما گرفتار شده ام
پيرو ملاقاتي که با هم در تاريخ 13 اکتبر در ساعت 3 بعد از ظهر داشتيم… من خودم را به عنوان يک عاشق سينه چاک به شما تقديم مي نمايم.
اين علاقه نخست به مدت سه ماه به طور آزمايشي خواهد بود و به شرط سازش و تفاهم به صورت عشق دائم در خواهد آمد.
البته پس از تکميل دوره آزمايشي،. به صورت کارآموزي قابل ادامه خواهد بود و انجام و ارائه ارزيابي اين طرح منوط به ترفيع مقام از عاشق بودن به همسر بودن مي باشد.
تمامي هزينه هاي متحمل شده براي خوردن قهوه و رفتن به گردش از ابتدا به طور مساوي به عهده هر دو طرف مي باشد .
لهذا بسته به حسن خلق شما، شايد من سهم بيشتري از هزينه ها را به عهده بگيرم و مسلما من به اندازه کافي بلند نظر خواهم بود که بخشي از مخارجي که به حساب شما است را تامين کنم.
بدين وسيله تقاضا مي کنم ظرف مدت 30 روز از دريافت اين نامه نسبت به ارسال پاسخ مقتضي اقدام فرماييد. در غير اين صورت اين درخواست خود به خود و بدون اخطار لغو خواهد گرديد و اينجانب شخص ديگري را مد نظر قرار خواهم داد.
بسيار مشعوف خواهم شد در صورتي که خود مايل به قبول اين پيشنهاد نيستيد اين نامه را براي خواهر خود ارسال نماييد.
با بهترين آرزوها براي شما
پيشاپيش از شما سپاسگزارم
ارادتمند
رومئو، مدير کار گزيني

 

شاد باشید.

Posted by: 8paa | می 5, 2008

معرفی فیلم

کاتین Katyn

کارگردان : آندره وایدا

تولید شده در سال 2007

کاندید اسکار خارجی دوره هشتادم اسکار

katyn2

موضوع فیلم در سال 1939 میگذره و روزهایی رو نشون میده که ارتش سرخ پس از اتحاد با آلمان نازی از سمت شرق وارد لهستان  و ارتش لهستان تسلیم میشه، فیلم بجای تاکید بر رفتار متجاوزان نازی به بزرگنمایی رفتارمتجاوزان ارتش سرخ میپردازه چیزی که بعد از پایان جنگ بخاطر اینکه روسها جزو طرفهای پیروز بودن اصلا مورد توجه قرار نگرفت و با سکوت معنی دار دنیا در این مورد همراه بود و تنها میهن پرستان لهستانی به این موضوع اشاره میکردن و چون کشور خودشون تحت حاکمیت کمونیستها بود تا سالها عملا نتونستن کاری در این مورد بکنن. آندره واید کارگردان شهیر لهستانی این موضوع رو دستمایه فیلم جدید خودش کرده و انصافا خوب هم از پسش برآمده فیلم ضرب اهنگ سریعی داره و بدون هیچ حاشیه ای فقط حوادث رو نشون میده ، فضای حاکم بر فقط بسیار سیاهه و بخوبی شما رو در فضای ناامیدی و رعب  آن زمان قرار میده.

فیلم نشون میده که هیچکدام از طرفین برای ملت لهستان بعنوان یک ملت شکست خورده ارزشی قایل نیستن و هر کدام درصدد نابودی اونها به طور کامل هستن منتها فیلم تاکید بر تفاوت روشها داره اینکه آلمانها بمرور زمان میخوان ملت لهستان رو نابود کنن و کسانی رو که مزاحم محسوب میشن به اردوگاهها میفرستن و این یعنی مرگ تدریجی ، در حالیکه روسها بروش استالین میخوان فورا صورت مسئله رو پاک کنن بنابر تمام مخالفین رو حذف فیزیکی میکنن اونم با قصاوت غیر قابل تصور!

katyn5

فیلم روایتی بدون حاشیه از انتقال 22500 نفر از  اسرایی لهستان (ظاهرا پدر وایدا هم جزو اونها بوده ) به منطقه بنام کاتینگراد در غرب روسیه ، نزدیک مرز کنونی اوکرایین و قاتل عام بلافاصله اونها توسط پلس نظامی ارتش سرخ NKWD ارایه میده.فیلم حتی سعی در جلب احساس ترحم تماشاچی نداره و فقط بصورت رعب آوری گزارش حادثه اونم بصورت کاملا خشن وتکان دهندی در مقابل چشمان بیننده قرار میده.

b26900a773a74fec6e43c6827ffcfde0,14,19,0

در سال 1943 آلمانها گور های دسته جمعی اسرایی لهستانی رو کشف کردن و ثابت کردن اسرا همه در آوریل سال 1940 ، با شلیک مستقیم به جمجمعه اونم از پشت سر کشته شدن ولی استالین در جواب گفت که آلمانهاخودشون اینکار کردن و این اخبار تبلیغاتیه برای سرپوش گذاشتن بر قتل عام یهودیان! طبیعتا در فضای اون روز همه دنیا بجز خود مردم لهستان این حرف رو باور کردن ، متفقین انروز شوروی یعنی امریکا و انگلستان به خاطر اتحادشون با استالین علاقه به این موضوع نداشتن! 

بعد از جنگ هم روسها واقعه رو در چشم جهانیان طور دیگه نشون دادن و حتی اجازه سوگواری  به ملت لهستان ندادن و تنها در ۱۹۹۰ میخائیل گورباچف مسئولیت واقعه رو قبول کرد! فیلم فضای بعد جنگ روهم  مورد توجه قرار میده و نشون میده که ملت لهستان احساس پیروزی ندارن و فقط فکر میکنن که متجاوز عوض شده و فضای ناامیدی بر کل جامعه لهستان حاکمه.

katyn5_opt 

وایدا در مورد این فیلمش میگه: این یک مرثیه است، فیلمی برای سوگواری … نه یک فیلم سیاسی. فیلم بیش از حد تراژیک است که از نقطه نظر سیاسی بتوان آن را دستکاری کرد. سروان یاکوب پدر وایدا از قربانیان مهاجمان روسی بود که با شلیک گلوله پلیس مخفی استالین کشته شد، وایدا میگوید: مادرم تا ۱۹۵۰ که از دنیا رفت نخواست باور کند پدرم مرده است.

roz2089251

از فیلمهای دیگر وایدا میشه به سه گانه مرد مرمرین ، مرد آهنین و دانتون اشاره کرد که در ایران نمایش داده شده وایدا درسال ۲۰۰۰ برای خدمات خود به دنیای سینما یک اسکار افتخاری دریافت کرد.همچنین او سه بار بخاطر فیلمهای سرزمین موعود ، خدمتکار ویلکو و مرد آهنین کاندید اسکار خارجی شده است.

oskar

 

شاد باشید.

در همین مورد

“کاتین” وایدا فیلم سیاسی نیست

کاتین

Posted by: 8paa | می 5, 2008

تلویزیون تعطیل!

این روزها یک تصمیم اساسی گرفتم و تلویزیون کلا تعطیل کردم مدتها بود که یکی از دوستان قدیمی که الان تو سرزمین کانگورهاست بمن میگفت تلویزیون چیزه مزخرفیه و فقط زمان آدم رو نابود میکنه ، علیرغم اینکه تو دلم حرفش رو قبول داشتم ولی اعتیاد به تلویزیون رو نمیدونستم چیکار کنم تا اینکه بالاخره بیخیال این جعبه جادویی شدم چون وقتی به برنامه هاش نگاه میکنم احساس حماقت بهم دست میده!

بنابر این تلویزیون تعطیل شد! جاش رو تصمیم گرفتم با خوندن کتاب و دیدن فیلم پر کنم.

شاد باشید

Posted by: 8paa | آوریل 30, 2008

روز کارگر مبارک باد!!

این مطلب رو دو سال پیش پست کردم ولی چون هنوز کاربرد داره با کمی تغییرات مجددا پست میکنم.

نميدونم چرا يک جورائي احساس ميکنم اين تبريک مثل فحش ميمونه ، مثل يکجور پوزخند، مثل توهين…
هميشه يادمه اين مدل کارها براي کساني بودن که حقي ندارن و مهم نيستن ، مثل حالتي ميمونه که ميخوان سر کسي رو شيره بمالن! مثل روز زن! هميشه زن تو جامعه ما مورد انواع توهينها واقع ميشن مثلا متهم به ناقص العقل بودن و چيزهاي ديگه ميشن بعد همون آدما که بهشون توهين ميکنن روز زن بهشون تبريک ميگن!! حکايت کارگر همينه! در سراسر طول سال مورد سوء استفاده و استثمار قرار ميگيرن بعدروز کارگر بهشون تبريک ميگن!!
نميدونم چرا تو ايران تعريف کارگر اشتباه جا افتاده و وقتي ميگن کارگر همه ياد کارگر ساختموني يا شهرداري ميفتن!! ياد يه آدم با لباسهاي کثيف و سر وصورت روغني!! بابا تو هم که کارشناس ارشد مديريت هستي وقتي برا کسي کار ميکني يعني کارگر اما کارگر متخصص! تو که مهندس مکانيک يا عمران هستي وقتي برا کسي کار کني ميشي کارگر متخصص! تو بازار کار آدما دو جور هستن يا صاحب سرمايه و کار هستن يا کارگر هستن و برا ديگران کار ميکنن ، هرکي هم جز اين بهتون گفته خلاف به عرض رسونده!! قصد مزاح داشته!!
کارگرا تو ايران دو نوع هستن يا مرد هستن يا زن، مردا که همش بايد بيگاري کنن البته تو سطوح مختلف . حالا اگه از نظر فني ضعيفتر باشن و نياز مالي شون بيشتر باشه اوضاعشون بدتره! برا زن وضعيت افتضاحتره ، چون هم بايد هم اندازه آقايون و حتي بيشتر کار کنن با حقوق کمتر! هم اغلب مورد اذيت و آزار جنسي واقع ميشن و چون اين مسائل تابو هستش کسي جرائت نميکنه حرفي بزنه و اغلب اين شرايط رو به ناچار تحمل ميکنن، فاجعه اونجا شکل ميگيره که اگه زني از اين وضعيت شکايت کنه خودش متهم ميشه به انواع مسائل … وهمه ميگن حتما خودش مشکل داشته که اينجور شده!! اينم از محاسن فرهنگ غني امروز ماست! يکي از آشنايان يکبار تعريف ميکرد که رفته جائي براي کار ،طرفي که داشتن مصاحبه ميکرده بهش گفته: شما تخصص و سابقه لازم رو داري اما چون اينجا محيط دوستانس بايد کمي تو پوششت راحتر باشي! در ضمن ما اينجا بعضي وقتا اضافه کاري داريم که اون مهمتر از کار اصليه!! اگه خوب باشي حقوقتر رو تا دوبرابر زياد ميکنيم!!
اينجاست که بايد کمي کلاهمون رو بالاتر بزاريم! امنيت کاري هم که رسما تعطيله و بيشتر مثل جوک ميمونه چون کارفرما اگه بخواد سه سوت پرتت ميکنه بيرون! زمان استخدام انواع ضمانتها رو ميگيرن که يک وقت شاخ نشي!! مثل چک سفيد امضاء يا سفته و نامه استعفاء بدون تاريخ!!
يادمه اولين جائي که رفتم سر کار مدير اداري برا قرارداد يک کاغذ گذشت جلوم و يکجاش رو نشون داد گفت امضاء کن! وقتي گفتم ميشه بخونم گفت نه!! وقتي که اعتراض کردم گفت تو اين شرکت قانون همينه!!
قانون کار هم که بيشتر براي خالي نبودن عريضه هستش و در عمل بدرد لاي جرز ديوار ميخوره! يعني در عمل کسي يا جائي نيست که از حقت دفاع کنه بنابر اين يا بايد خودت از نظر کارائي خودت رو بالا بکشي که بتوني براي کارفرما شرايط بزاري که اينم تا حدي امکان داره يا هم بايد سر بندازي پائين بار بکشي و جيک هم نزني!‌
روشنفکرها هم طوري از کارگر صحبت ميکنن که آدم عارش مياد خودش رو جزو اون طبقه حساب کنه!! انگار گداهاي هستن که بدلسوزي حضرات نياز دارن!! سياستمدارها هم که تکليفشون معلومه زماني که لازم باشهمثل زمان انتخابات سنگ کارگرها رو به سينه ميزنن و بعد يادشون ميره که چه قولهاي دادن!!
يا هم يک عده بچه پولدار که يک روز هم کار نکرده اند ميان حزب کارگري راه ميندازن!! مثل اغلب اعضاي حزب توده که از خانوادههاي فئودالها و ملاکين و اشراف قجري بودن!! که اونم کارگرا بهانه بودن هدف تامین منافع برادر بزرگ شوروی سابق بود! يا مثل بنيانگذاران حزب کمونيستي کارگري!! که بچه سوسولي مثل ژوبين رازاني که حتي اسمش رو عوض کرده بود به منصور حکمت!!(مثلا از طبقات پائين بنظر بياد) حزب راه انداخته بود جالب اينه که وقتي آقا مرحوم شد حزب دويست نفريش به دو گروه منشعب شد!!!
کلام آخر اينه که کسي که ميتونه از حقش دفاع کنه خود ماها هستيم که به تنهايي بايد جلويي سواستفاده را بگيريم و به کارفرمايان محترم باج نديم!! به اميد هيشکي هم نباشيم!!
خوش باشيد.
پي نوشت: تو رو خدا يک موقعه با خودتون نگين طرف سياسيه!! نه بابا من فقط چيزهايي که همه کم و بيش ميدونيم و درکش کرديم ياد آوري کردم! بعد هم از هرچي حزب سياسيه بخصوص انواع چپش بدم مياد !! اينم جهت ياد آوري!

Posted by: 8paa | آوریل 30, 2008

سوتهای همکاران

الان هشت ماه آمدم محل کار جدید ، اینجا بنا بدلایلی جو ویژه خودش رو داره و تقریبا هر کدوم از همکاران یکی یجورایی خاص هستن!  تصمیم گرفتم در فرصتهای مناسب راجع به اتفاقات و آدمهای اینجا بنویسم و فعلا از سوتیها شروع میکنم امیدوارم اگه هرکدوم از همکاران تصادفا مطالب اینجا خوندن ناراحت نشن و بیشتر منظور ثبت وقایع اینجا هستش.

یک از همکاران که من اینجا اسمش رو میزارم جونز که انصافا منحصر بفرد برا خودش ، پسر خوبی هستش ولی سوتی کلامی میده فراوان وتازه گردنم نمیگیره و میگه شما درست متوجه نشدین و این حرفها!

یک بار زنگ زده بود سفارش غذا بده به یارو گفت: آقا من زرشک پلو با مرغ میخوام فقط بی زحمت زرشک نداشته باشه پلو هم نمیخوام!!!

یک بار داشت با یکی از آدمین های ویندوزی راجع به کاری جروبحث میکرد بهش گفت: من میگم Outlook من خرابه تو میگی بدوش؟!

یکی دیگه از همکاران که من اسمش رو میزارم آقای اتیکت! که جزو گیاهخواران محسوب میشه چون گوشت نمیخوره، داشت در مورد غذای گیاهی سخنرانی غرایی میکرد، تو غذاش چیزهای شبیه گوشت داشت وقتی من پرسیدم اینها چیه در جواب گفت سویای گیاهی!!! منم گفتم نمیدونستم که سویا جانوری هم داره!!یا یکبار سوییچ ماشینش دستش بود منم چون مسیرم باهاش یکی هستش شکمم رو صابون زدم که اخ جون  راحت برمیگردم خونه وقتی ازش پرسیدم ماشین اوردی؟ گفت نه با آژانس آمدم!! گفتم سوییچ ماشین بس چیه دستت؟؟ گفت سوال خوبی هستش! من خودم دارم به این موضوع فکر میکنم!

سوتیهای جالبتری هم هست که به مرور میگم

شاد باشید.

Posted by: 8paa | آوریل 29, 2008

مشکلات اثاث کشی

چند روز بساطم رو تو این راسته پهن کردم ولی هنوز جا نیافتادم! هنوز به سوراخ سنبه های وردپرس وارد نشدم و هنوز اینجا سرو شکل مناسب رو نگرفته و هر وقت که زمان آزاد دارم میام و تغییراتی رو انجام میدم ولی به فرم نهایی نرسیدم. بسکه تو بلاگ قدیمی مطلب نذاشتم مشتریهام همه پریدن اینجا رو هم نه کسی میشناسه نه تبلیغ مناسبی رو کردم که مشتری بگیرم بنابر به چند بازاریاب زبده ترجیحا خانم ، خوش پوش با روابط عمومی بالا نیازمندیم!

شاد باشید.

Posted by: 8paa | آوریل 28, 2008

سحرم دولت بیدار به بالین آمد                        گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد

قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام           تا ببینی که نگارت به چنین ایین آمد

Posted by: 8paa | آوریل 26, 2008

شروع دوباره

بعد از مدتی تنبلی و بی حوصلگی بر ای نوشتن دوباره ویر نوشتن افتاده به جونم ،وبلاگ قبلی مشکلات زیادی داشت منم حوصله سروکله زدن برای درست کردنش نداشتم بنابر با راهنمایی دوستان تصمیم گرفتم بیام اینجا ، البته در حال حاضر کمی مشکلات داره دارم باهاش کشتی میگیرم که بهترش کنم.در ضمن با از راهنمایی و لطف دوست عزیز نوشته های بی خواننده که برای راه اندازی اینجا بمن کمک کردن باید تشکر فراوان کنم.

Posted by: 8paa | فوریه 13, 2008

والنتاين يا سپندارمذگان

در آستانه مراسم پرشكوه و عاشق شكن والنتاين قرار گرفتيم و به همين مناسبت يكي از مطالب قبلي كه در همين مورد نوشته بودم مجددا پستش ميكنم.

امروز روز ۱۴ فوريه مصادف با ۲5 بهمن ماه روز جشن به اصطلاح عشاق يا والنتاين مي باشد وچندي است اين رسم از کشورهاي غربي به ايران وارد شده و در ميان جوانان و بخصوص علاقه مندان به فرهنگ غرب جايگاه ويژه اي پيدا کرده است گفته ميشود در اوايل قرن سوم همزمان با شاهنشاهي ساساني در ايران ، امپراتوري در روم به قدرت ميرسد بنام کلوديوس و او متعقد بوده که سرباز خوب ميجنگد که مجرد باشد و ازدواج باعث تخريب روحيه و جسم سرباز ميشود بنابر طي فرماني ازدواج را براي تمام سربازان امپراتوري قدغن ميکند در اين ميان کشيشي پيدا ميشود بنام والنتيوس (والنتاين ) که سربازان مخفيانه به او مراجعه ميکردند و با دختران مورد علاقه خود ازدواج ميکردند. تا اينکه امپراتور از موضوع با خبر ميشود و دستور دستگيري و مجازات او را ميدهد کشيش بازداشت ميشود و اين جناب کشيش در مدت زندان ظاهرا عاشق دختر زندانبان خود ميشود و سرانجام با قلبي عاشق اعدام ميشود و مبدل ميشود به شهيد راه عشق و سمبل عشاق!! پايان تراژدي!! توصيه ميشود قطره عشقي براي حضرتش بريزيد!
در دو دهه اخير با توجه به فضاي فرهنگي کشور که هرچه از غرب وارد ميشود بايد بدون چون و چرايي پذيرفت (چون امل و سنتي و عقب مانده تلقي ميشوي!) اين رسم رواج بسيار يافته است و هر سال در چنين روزهاي غلغله ميشود که بيا و ببين!
اما آيا تمام حقيقت اينست؟؟
پس بشنويد روايتي ديگر را:
پس از اشغال ايران توسط الکساندر مقدوني ، تمايل شديدي ميان يونانيان بوجود آمد به تقليد از فرهنگ ايران و حتي پادشاهان و سرداران يوناني براي کسب مشروعيت با خاندانهاي ايراني وصلت ميکردند (به تقليد از الکساندر و سردارنش) و بعد از افول دولتهاي يوناني و جانشيني آن توسط روميان آيين ايرانيان غربي و بخصوص مادها نفوذ عجيبي در ميان روميان کرد و بطوري که آيين مهر پرستي به روم رفت و به مذهب اول آن امپرتوري تبديل شد بطوري که اغلب امپراتوران روم مهر پرست بودند. با نفوذ اين آيين بسياري از اين رسوم نيز به همراه آن به فرهنگ مغرب نشينان نفوذ کرد از جمله آن جشنهاي ايراني بودکه به غرب رفتند و رنگ لعاب غربي گرفتند اما همچنان ايراني ماندند.از آن جمله جشن چله بنام کريسمس و جشن اسپندارمذگان بنام والنتاين و ..
ايرانيان هفته نداشتندو هر ماه سي روز بوده و هر روز يک نام داشته و روز هر ماه را جشن ميگرفتند مانند روز مهر از ماه مهر يا روز اسفند از ماه اسفند و روز تير از ماه تير…
اما جشن سپندارمذگان يا اسفندگان چيست؟
مردم ايران از هزاره هاي پيش ميلاد اين جشن را برگزار ميکردند و اين روز جشن زمين و عشق است بدين صورت که ايرانيان زمين را بنام سپندارمذ يعني گستراننده، مقدس، فروتن ،(نماد عشق)ميناميدند و معتقد بودند زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند.سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند. اين نشان دهنده غنا فرهنگي ايران باستان و شناخت دقيق آنان از طبيعت است و هر جشني در پشت سر خود دنيايي جهان بيني و شناخت داشته است ايرانيان براي جشنهاي خود داستانسرايي و افسانه سازي نميکردند درست برخلاف کشيشهاي مسحيت که همه دغل کار و دروغگو بودند و نمادهاي فرهنگي ديگران با افسانه هاي به خود نسبت ميدادند تا دين خود را تحکيم کنند!! جشن چله را با جعل به کريسمس تبديل کردند و بعد رسم هديه دادن که رسم ايرانيست به کشيشي مجعول نسبت دادند و هنوز هم استخوانهاي بابا را نگه داشتند!! و ميگويند که روغن مقدس از آن تراوش ميکند!!! نميدانم چرا تا حالا نگذاشته اند يک محقق مستقل در اين مورد مطالعه کند!! و يا جشن سپندارمذگان را بک کشيش ديگر نسبت ميدهند!! جالب اينجاست که اين رسوم با معادل ايراني آن چند روز بيشتر تفاوت ندارد! مثل جشن چله با کريسمس يا سپندارمذگان با والنتاين که اين آخري فقط سه روز تفاوت دارد! نکته ديگر اينست که چرا بنيان گزار تمام اين مراسم ها حتما بايد يک کشيش باشد !! نميدانم چرا همش سرو کله يک کشيش اين وسط پيدا ميشود!!
شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.
بیایید امسال به جای والنتاین از سپندار مذگان بگوییم.

خوش باشيد.

Older Posts »

Categories